تبليغاتX
صفای وجودم دوستت دارم
صفای وجودم دوستت دارم

           

 

يه سال پيش همچين روزي تصميم گرفتم وبلاگ بسازم 

 

یه وبلاگ عاشقونه که همش از عشق بگم و امید و آرزو

 

فقط و فقط برای تو

 

تو که بهترینی

 

بنويسم حرفهام رو ، حرفهايي رو كه شايد نتونم رو در رو بهت بگم

 

به اميدي كه يه روز بيای و بخونیشون

 

اون روز خيلي طول نكشيد و انتظارم بر آورده شد

 

عزيزم خودت ميدوني كه خيلي دوست دارم خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي

 

مي نويسم ، اينقدر مي نويسم تا يه روز با همديگه ادامه بديم و بنويسيم

 

به اميد آن روز و به اميد برآورده شدن آرزوهامون

 

  

 

دلم برات تنگ شده...

 

اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم...

 

به فاصله ها فكر نميكنم ......

 

ميدوني چرا؟؟

 

آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....

 

هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....

 

رد احساست روي دلم جا مونده ...

 

ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........

 

چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......

 

حالا چطور بگم تنهام؟؟

 

آره! خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....

 

ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....

 

آخه...تو ، توي قلب مني...

 

آره! تو قلب من....

 

براي همينه كه هميشه با مني...

 

براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...

 

براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...

 

آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...

 

هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...

 

دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....

 

دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت

 

صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيزميرسم.....

 

به عشق و به تو.....

 

آره...به تو....

 

اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...

 

اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....

 

اونوقت ديگه تنها نيستم

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت توسط :: یک عاشق ::