تبليغاتX
صفای وجودم دوستت دارم - تقدیم به بهترینم
صفای وجودم دوستت دارم

من با تو سخن مي گويم . . . . .  رساتر از هميشه

 و تو حرفهايم را مي شنوي . . . . .   روشن تر از هر روز

 بگذار از عشق سخن نگويم

 بگذار وسعتش را در حصار كلمات محدود نكنم

 چرا كه من عشق را با كلام در نيافتم

 براي من عشق نه كلام است ، نه صوت و صدا

 چيزي است وسيع تر از همه اينها

 وسيع است و با نجابت . . . . .  مانند دلت

 با شكوه است و پر رمز و راز . . . . .  همانند چشمانت

 عميق است و پر از صداقت . . . . .  همانند انديشه هايت

 بگذار دريا بداند رقيبي دارد به زلالي قلبت و به ژرفناكي نگاهت

 و گفتي كه معناي عشق در انتظار است و در فاصله ها !

 و من تمام اين فاصله ها را با صبر و انتظار به تماشا نشسته ام !

 چه رازيست در اين فاصله . . . . .  نمي دانم

 كه هر چه ميگذرد مرا شيداتر مي كند . . .

 و من . . . . .   شيدا مي مانم

 بگذار از عشق سخن نگويم

 بگذار وسعتش را در حصار كلمات محدود نكنم !!!

  

 

 

تو را در آغوش گرفتم ، چشم در چشمت شدم

 

موهايت را نوازش كردم

 

حرف زديم

 

برايم گفتي از گذشته . . . از تنهايي . . . از بي كسي . . .

 

 از آينده . . . از آرزو. . .

 

از . . .

 

گفتي . . .

 

گفتم . . .

 

از هر چه دوست داشتي

 

لحظات مثل هميشه كند نمي رفت !

 

 

باز زندگي برايم شيرين شد

 

رنگ تازه گرفت

 

لحظاتم را با دنيا عوض نمي كردم . . .

 

تا اينكه . . .

 

در حاليكه چشمانم را گشودم  ، زانوهايم در آغوشم بود . . .

 

نگاه كردم

 

تنها سكوت ياريم ميكرد

 

چقدر هوا سرد بود

 

صداي اذان مي آمد

 

زانوهايم را كشودم

 

ايستادم و براي تو و چشمانت دست به دعا بردم . . .

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت توسط :: یک عاشق ::